تصاویری از قدیم و جدید کربلا

تصاویری از قدیم و جدید کربلا

اماکن مذهبی ودیدنی سوریه

مقبره پیامبری‌ که سر از تنش جدا کردن + عکس

مقبره پیامبری‌ که سر از تنش جدا کردن + عکس
تکناز : دمشق یکی از شهرهای تاریخی و قدیمی کشور سوریه و دارای بناهای تاریخی بسیاری همچون مقبره پیامبری‌ که سر از تنش جدا کردن + عکس ، قبر حضرت یحیی (ع)، شهر بصری است که در گذشته از جمله شهرهای مهم جهان محسوب می شده.

هل من ناصرا ینصرنی

سلام و عرض ادب
ممنون از حضورتون.
شيخ جعفر شوشتري ميفرمايند:سيدالشهدا در كربلا سه بار فرمودند هل من ناصراً ينصرني؟
مرتبه ي اول اصحاب لبيك گفتن
مرتبه ي دوم شهزاده حضرت علي اصغر(ع) با گريه و بي تابي خود به پدر لبيك گفتن و ارباب را مجاب كردن كه به ميدان ببردش.
مرتبه ي سوم سيدالشهدا به نيزه ي غريبي تكيه زد و هل من معين فرمود كه لشگريان قهقهه كردند و گفتند حسين ديگر براي تو بجز اين زن و بچه كسي نمانده!
شيخ جعفر ميفرمايند اين آخرين هل من معين سيدالشهدا(ع)از ظهر عاشورا تا روز قيامت در كل عالم هستي ندا داده ميشود و همه ي كائنات وظيفه دارند به اين نداي ارباب لبيك بگن و اگر كوتاهي كنند كانه در صف كوفيان ايستادن.
ولي سوال اين هست كه لبيك گفتن امروز ما چيست؟
نماز ،روزه ،ترك محرمات ، انجام واجبات،.....
بياييم يك لحظه هم كه شده به حقايق بپردازيم كه چقدر به هل من معين سيدالشهدا(ع) لبيك ميگيم.
لطف حسين ما را تنها نميگذارد
گر خلق واگذارد او وا نميگذارد
هل من معين او را، بايد جواب دادن
شيعه امام خود را تنها نميگذارد
زهرا به دوستانش قول بهشت داده ست
بر روي گفته ي خويش او پا نميگذارد
التماس دعا

نظر آیت الله بهجت‌(ره) در مورد خواب دیدن اموات

نظر آیت الله بهجت‌(ره) در مورد خواب دیدن اموات

نظر آیت الله بهجت‌(ره) در مورد خواب دیدن اموات
دانشجویان قم در همایشی به منظور تبیین شخصیت عرفانی آیت الله العظمی بهجت(ره)، سؤالاتی را پیرامون مسئله ظهور امام زمان(ع)، رابطه ایشان با رهبری، موت اختیاری و ... از فرزند و شاگرد آیت الله اللعظمی بهجت(ره) پرسیدند.

مرکز خبر حوزه:عصر دیروز در اولین همایش از سلسله همایش های عرفان اسلامی با عنوان «پارسای پرهیزگار» که به منظور نکوداشت آیت الله العظمی بهجت(ره)، در سالن امام خمینی(ره) دانشگاه پردیس قم برگزار شد، دانشجویان قمی سؤال های زیادی را در مورد این مرجع فقید شیعیان از حجت الاسلام و المسلمین علی بهجت، حجت الاسلام و المسلمین روحی شاگرد آیت الله العظمی بهجت(ره) پرسیدند. 

نظر آیت الله العظمی بهجت‌(ره) در مورد خواب دیدن اموات

حجت الاسلام و المسلمین علی بهجت در پاسخ به سؤالی مبنی بر این که تا چه میزان خواب پدرتان را می بینید؟، گفت: خود آیت الله العظمی بهجت(ره) معتقد بودند که باید اموات را بعد از رحلت شان فراموش کرد و به همین دلیل ما زیاد به دنبال آن نیستیم.

فرزند آیت الله العظمی بهجت‌ (ره) در پاسخ به سؤالی مبنی بر این که آیا پدر شما حالت موت اختیاری را داشتند؟، تصریح کرد: موت اختیاری حالتی است که برخی می توانند برای مدتی از بدن شان فاصله بگیرند، ولی اشراف به بدن دارند؛ اولین شخصی که این حالت آیت الله العظمی بهجت(ره) را بیان کرد، حضرت امام خمینی(ره) بود که به فرزند خود حاج آقا مصطفی(ره) گفت، اما خود آیت الله العظمی بهجت(ره) افراد را از بیان این سخنان در مورد خودشان منع می کردند.

حجت الاسلام و المسلمین روحی شاگرد آیت الله العظمی بهجت(ره) نیز در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر این که ایشان بشارت ظهور را می دادند و حتی می توان گفت، یک چهارم سخنان ایشان در مورد امام زمان(عج) بود تا به مردم امید دهند که امام زمان(عج) می آیند، گفت: آیت الله العظمی بهجت(ره) هیچ گاه برای ظهور وقت تعیین نمی کردند، اما همیشه بشارت ظهور امام زمان(عج) را می دادند تا مردم این حقیقت را فراموش نکنند.

آیت الله العظمی بهجت مرجعی سیاسی نیز بود
وی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر این که رابطه آیت الله العظمی بهجت(ره) با مقام معظم رهبری چگونه بود؟، گفت: برخی خیال می کنند که آیت الله العظمی بهجت(ره) در گوشه خانه نشسته بود و رابطه ای با مقام معظم رهبری و وزرا و ... نداشت؛ حال آن که آیت الله العظمی بهجت(ره) مرجع سیاسی بود، اما به دلیل تواضعی که داشت، نمی خواست خبری از ایشان منتشر و نامی از ایشان در رسانه ها منعکس گردد.

وی افزود: مقام معظم رهبری مکررا با آیت الله العظمی بهجت(ره) ملاقات داشتند.

وی با بیان این که متأسفانه شایعاتی مطرح است که آیت الله العظمی بهجت(ره) مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران بود، تصریح کرد: شایعاتی مطرح است، اما این سخنان هیچ کدام واقعیت ندارد؛ گرچه هر وقت مسئولان دولتی خدمت ایشان می رسیدند همواره آنان را نصیحت می کرد؛ اما رابطه ایشان با مسئولین بیش از سایر مراجع بود و تمام مسئولین کشوری از آیت‌الله العظمی بهجت خاطره دارند.

زندگي‌نامه آيت‌الله العظمي محمد تقی بهجت رحمة الله علیه

زندگي‌نامه آيت‌الله العظمي محمد تقی بهجت رحمة الله علیه    
   

ولادت

حضرت‌ آیت‌الله محمد تقى بهجت در اواخر سال 1334 هـ ق، در شهر مذهبی فومن واقع در استان گیلان، چشم به جهان گشود. شانزده‌ ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش به سرای باقی شتافت و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.

درباره نامگذاری حضرت آیت الله بهجت، خاطره ای شیرینی که از نزدیکان ایشان نقل شده است که ذکر آن در این مجال سودمند است: پدر آیت الله بهجت در سن حدود هفده سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود. در آن حال ناگهان صدایی شنید که گفت:«با ایشان کاری نداشته باشید؛ زیرا ایشان پدر محمد تقی است.»

تا این که با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته؛ اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و کاملاً شفا می یابد.

چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد. بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سوم را خدا به او عطا می کند، اسمش را«محمد حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را«محمد تقی» نام می نهد؛ ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا این که سرانجام پنجمین فرزند را دوباره« محمد تقی» نام می گذارد، و بدین سان نام آیت الله بهجت مشخص می شود.

کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت(ع) به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.

آری آیت الله بهجت در کودکی در تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت(ع) به ویژه سید الشهدا(ع) رشد یافته بود، و نیز با شرکت در مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن محافل پرورش یافت. از همان کودکی از بازی های کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فراوانی به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.

تحصیلات

تحصیلات ابتدایى حوزه را در مکتب‌خانه فومن به پایان رساند و پس از تحصیلات ادبیات عرب در سال 1348 هـ ق، هنگامى که تقریباً چهارده سال از عمر شریفش مى‌‏گذشت، براى تکمیل دروس حوزوى عازم(عراق) شد. حدود چهار سال در کربلای معلى اقامت گزید و افزون بر تحصیل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان همچون مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم خویى(غیر از آیت‌الله خویى معروف) بهره برد.

آن زمان چهارده سال از عمر شریفش می گذشت که به عراق مشرّف شد و در کربلای معلّی اقامت‌ گزید. بنا به گفته یکی از شاگردان نزدیک ایشان، معظّم له خود به مناسبتی فرمودند:«بیش از یک سال از اقامتم در کربلا گذشته بود که مکلّف شدم.»

آری، دست تربیت حضرت ربّ سبحانه هماره بندگان شایسته را از اوان کودکی و نوجوانی زیر نظر جهان بین خود گرفته و فیوضاتش را شامل حال آنان کرده است و پیوسته می پاید، تا در بزرگی مشعل راهبری راهپویان طریق الی الله را به دستشان بسپارد.

بدین سان، آیت الله بهجت حدود چهار سال در کربلای معلّی می ماند و از فیوضات سید الشهدا(ع) استفاده می کند و به تهذیب نفس می پردازد و در آن مدت، بخش معظمی از کتاب های فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن دیار مطهّر فرا می گیرد.

در سال 1352 هـ ق براى ادامه تحصیل به«نجف اشرف» رهسپار شد و سطح عالى علوم حوزه را در محضر آیات عظام همچون حاج شیخ مرتضى طالقانى(ره) به پایان رساند و پس از درک محضر آیات عظام آقا ضیای عراقى و میرزاى نایینى(ره)، وارد حوزه درسى آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروى اصفهانى شد.

افزون بر این ایشان از محضر آیات عظام حاج سید ابوالحسن اصفهانى و حاج شیخ محمد کاظم شیرازى(ره)، صاحب حاشیه بر مکاسب و در حوزه علوم عقلى، کتاب«الاشارات و التنبیهات» و «اسفار» را نزد آیت الله سید حسین بادکوبه‏اى(ره) فرا گرفت و در زمان شاگردی به تدریس سطوح عالى پرداخت و در تألیف کتاب«سفینه‏البحار» محدث کبیر، حاج شیخ عباس قمى(ره) را یاری کرد.

با این همه، همّت او تنها مصروف علوم دینی نبوده؛ بلکه عشق به کمالات والای انسانی هماره جان ناآرام او را در جست و جوی مردان الهی و اولیای برجسته می کشاند.

یکی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید: در سال های متمادی که در درس ایشان شرکت می جویم، هرگز نشنیده ام که جز در موارد نادر درباره خود مطلبی فرموده باشد. از جمله سخنانی که از زبان مبارکش درباره خود فرمود، این است که در ضمن سخنی به مناسبت تجلیل از مقام معنوی استاد خود، حضرت آیت الله نایینی(ره) فرمود:«من در ایام نوجانی در نماز جماعت ایشان شرکت می نمودم، و از حالات ایشان چیزهایی را درک می کردم.»

در زمینه تهذیب نفس در زادگاهش(فومن) از کودکى محضر عالم بزرگوا«سعیدى» و درکربلا از برخى علماى دیگر بهره برد تا این که در نجف اشرف در سن حدود هجده سالگی با آیت حق، سید علی آقای قاضى(ره) آشنا شد و گمشده خویش را در وجود ایشان یافت. از آن پس در سلک شاگردان اخلاقى ـ عرفانى ایشان درآمد.

هجرت

در سال 1364 هـ ق موافق با 1324 هـ ش با قلبى صیقل یافته از معنویت و سینه ‏اى مالامال از عشق به حضرت حق و با کوله بارى از علم و کمال راهی سرزمین خویش شد و در زادگاهش تشکیل خانواده داد و در حالى که آماده بازگشت به نجف اشرف بود، هنگام عبور از قم، در زمانى که هنوز چندین ماه از مهاجرت حضرت آیت الله بروجردى(ره) به قم نگذشته بود، موقتاً مقیم شد و خبر رحلت اساتید بزرگ حوزه علمیه نجف را یکى پس از دیگرى مى‏شنود، از این رو در شهر مقدس قم رحل اقامت مى‏افکند.

حضرت آیت الله بهجت پس از ورود به قم، خدمت آیات عظام کوه کمره‏اى حضور یافت و در بین شاگردان درخشید همچنین در درس حضرت آیت الله بروجردی همچون دیگر شاگردان برجسته اش حضرات آیات امام خمینی(ره)، گلپایگانی(ره) و... حاضر شد.

آیت الله مصباح در این باره می گوید:«آیت الله بهجت از همان زمانی که مرحوم آیت الله بروجردی(ره) در قم درس شروع کرده بودند از شاگردان برجسته و از مُستَشکِلین معروف و مبرّز درس ایشان بودند. معمولاً استادانی که درس خارج می گویند، در میان شاگردانشان یکی دو سه نفر هستند که ضمن این که بیش از همه مطالب را ضبط می کنند، احیاناً اشکالاتی به نظرشان می رسد که مطرح و پیگیری می کنند تا مسائل کاملاً حل شود، اینان از دیگران دقیق ترند، و اشکالاتشان علمی تر و نیاز به غور و بررسی بیشتری دارد، و ایشان در آن زمان چنین موقعیتی را در درس مرحوم آیت الله بروجردی داشتند.»

استادان برجسته فقه و اصول

آیت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح و درک محضر استادان بزرگی چون آیات عظام آقا سید ابوالحسن اصفهانی(ره)، آقا ضیای عراقی(ره) و میرزای نایینی(ره)، به حوزه گران قدر و پر محتوای آیتِ حقّ حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی(ره) معروف به کمپانی، وارد شد و در محضر آن علامه کبیر به تکمیل نظریات فقهی و اصولی خویش پرداخت. به یاری استعداد درخشان و تأییدات الهی از تفکرات عمیق و ظریف و دقیق مرحوم علامه کمپانی، که دارای فکری جوّال و متحرک و همراه با تیزبینی بوده، بهره ها برد.

آیت الله محمد تقی مصباح درباره استفاده آیت الله بهجت از استادان خود می گوید:«در فقه بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد کاظم شیرازی که شاگردان مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی و از استادان بسیار برجسته نجف اشرف بود، استفاده کرده و در اصول از مرحوم آقای نایینی و سپس بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد حسین کمپانی اصفهانی فایده برده بودند، هم مدّت استفاده شان از مرحوم اصفهانی بیشتر بود و هم استفاده های جنبی دیگر.»

سیر و سلوک و عرفان

حضرت آیت الله بهجت، در کنار تحصیل و پیش از دوران بلوغ، به تهذیب نفس و استکمال معنوی همّت گمارده و در کربلا در تفحّص استاد و مربی اخلاقی برآمده که به وجود آقای قاضی که در نجف بوده، پی برده بود. پس از مشرف شدن به نجف اشرف نیز از استاد برجسته خویش آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی کمپانی استفاده های اخلاقی کرده است.

آیت الله مصباح در این باره می گوید:«پیدا بود که از نظر رفتار هم خیلی تحت تأثیر مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی بودند؛ چون گاهی مطالبی را از ایشان با اعجابی خاص نقل می کردند، و بعد نمونه هایش را ما در رفتار خود ایشان می دیدیم. پیدا بود که این استاد در شکل گرفتن شخصیت معنوی ایشان تأثیر بسزایی داشته است.»

همچنین در درس های اخلاقی آقا سید عبدالغفار در نجف اشرف شرکت جسته و از آن استفاده می کرد، تا این که در سلک شاگردان حضرت آیت الله سید علی قاضی(ره) در آمده و در صدد کسب معرفت از ایشان بر می آید و در سن هجده سالگی به محضر پرفیض عارف کامل حضرت آیت الله سید علی آقای قاضی بار می یابد و مورد ملاطفت و عنایات ویژه آن استاد معظّم قرار می گیرد. در عنفوان جوانی چنان مراحل عرفان را سپری می کند که غبطه دیگران را بر می انگیزد.

آیت الله مصباح می گوید:«ایشان از مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی در جهت اخلاقی و معنوی بهره برده و سال ها شاگردی ایشان را کرده بودند. آیت الله قاضی از کسانی بودند که مُمَحَّضِ در تربیت افراد از جهات معنوی و عرفانی بودند، مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد تقی آملی و مرحوم آقا شیخ علی محمد بروجردی و عده زیادی از بزرگان و حتی مراجع در جنبه های اخلاقی و عرفانی از وجود آقای قاضی بهره برده بودند. آیت الله بهجت از اشخاص دیگری نیز گه گاه نکاتی نقل می کردند مثل مرحوم آیت الله آقا شیخ مرتضی طالقانی و دیگران...

خود آقای بهجت نقل می کردند: شخصی در آن زمان درصدد برآمده بود که ببیند چه کسانی سحر ماه مبارک رمضان در حرم حضرت امیر(ع) در قنوت نماز وترشان دعای ابو حمزه ثمالی می خوانند، آن طور که خاطرم هست، اگر اشتباه نکنم کسانی را که مقید بودند این عمل را هر شب در حرم حضرت امیر(ع) انجام بدهند، شمرده بود و بیش از هفتاد نفر شده بودند.

به هر حال، بزرگانی که تقید به جهات عبادی و معنوی داشتند، در آن عصرها زیاد بودند. متأسفانه در عصر ما کمتر این نمونه ها را مشاهده می کنیم. البته علم غیب نداریم، شاید آن کسانی که پیشتر در حرم ها این عبادت ها را انجام می دادند، حالا در خانه های شان انجام می دهند؛ ولی می شود اطمینان پیدا کرد که تقید به اعمال عبادی و معنوی سیر نزولی داشته و این بسیار جای تأسف است.»

یکی دیگر از شاگردان حضرت آیت الله بهجت، حجت الاسلام و المسلمین آقای تهرانی، جریان یادشده را به صورت ذیل از حضرت آیت الله بهجت نقل می کند:«شخصی در آن زمان شنیده بود که در گذشته هفتاد نفر در حرم حضرت امیر(ع) در قنوت نماز وترشان دعای ابو حمزه ثمالی را می خواندند، آن شخص تصمیم گرفته بود، ببیند در زمان خودش چند نفر این کار را انجام می دهند، رفته بود و شمارش کرده و دیده بود تعداد افراد نسبت به زمان سابق تقلیل پیدا کرده و مجموعاً پنجاه نفر(آن طور که بنده به یاد دارم) در حرم(اعّم از نزدیک ضریح مطهّر، و رواق های اطراف) دعای ابوحمزه را در دعای نماز وتر خود قرائت می کنند.»


فلسفه

حضرت آیت الله بهجت، اشارات ابن سینا و اسفار ملاصدرا را نزد مرحوم آیت الله سید حسن بادکوبه ای فرا گرفته است.

تدریس


آیت الله بهجت در همان ایام که در درس آیات عظام اصفهانی، کمپانی و شیرازی حضور می یافت، ضمن تهذیب نفس و تعلم، به تعلیم هم می پرداخت و سطوح عالیه را در نجف اشرف تدریس می کرد.

پس از هجرت به قم نیز پیوسته این روال را ادامه می دادند. درباره تدریس خارج فقه ایشان نیز در مجموع می توا ن گفت که ایشان بیش از چهل سال است که به تدریس خارج فقه و اصول اشتغال دارند و به سبب شهرت گریزی غالباً در منزل تدریس کرده است و فضلای گران قدری سالیان دراز از محضر پر فیض ایشان بهره برده اند.

محل تدریس درس خارج ایشان ابتدا در حجره های مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اکنون در مسجد فاطمیه واقع در گذرخان تشکیل مى شود و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ایشان نیز همین مسجد است.

شیوه تدریس

آیت الله مصباح در مورد روش تدریس ایشان می گوید:«ایشان در بیان مطالب سعی می کردند، ابتدا مسأله را از روی کتاب شیخ انصاری(ره) مطرح کنند و بعد هر کجا مطلب قابل توجهی از دیگران به خصوص از صاحب جواهر(ره) در طهارت و از مرحوم حاج آقا رضا همدانی و دیگران مطالب برجسته ای داشتند آن را نقل می کردند و بعد هر جا خود ایشان نظر خاصی داشتند آن را بیان می کردند. این شیوه از یک سو سبب این می شد که انسان از نظر استادان بزرگ در یک موضوع آگاه بشود و در عین حال صرفه جویی در وقت می شد. استادان دیگر هم برای تدریس شیوه های جالبی داشتند که شاید برای مبتدی مفیدتر بود که هر مطلب را از هر استاد جداگانه طرح می کردند؛ ولی خوب این باعث می شد که وقت بیشتری گرفته بشود و احیاناً مطالبی تکرار بشود.


در ضمن تدریس، در میان نکته هایی که از خود ایشان ما استفاده می کردیم و طبعاً بعضی از این نکته ها چیزهایی بود که ایشان از استادانشان شفاهاً دریافت کرده بودند، به مطالب بسیار ارزنده و عمیق و دارای دقت های کم نظیری بر می خوردیم.»


آیت الله مسعودی که خود سال ها از درس حضرت آیت الله بهجت بهره برده اند درباره ویژگی تدریس ایشان می گوید:«سبک درس ایشان سبک خاصی است. معمولاً آقایان مراجع و بزرگان در درس خارج یک مسأله ای را مطرح می کنند و اقوال دیگران را یکی یکی ذکر می کنند، سپس یکی را نقد می کنند و دیگری را تأیید، و سرانجام یکی از آن نظرات را می پذیرند، یا نظریه دیگری را انتخاب می کنند؛ ولی ایشان بر خلاف همه، نقل اقوال نمی کنند؛ بلکه ابتدا مسأله را مطرح می کنند و بعد روند استدلالش را بیان می کنند. اگر شاگرد آرای علما را دیده و مطالعه کرده باشد، می فهمد که دلیلی را که استاد ذکر می کند چه کسی گفته است، و اشکال یا تأییدی را که می کند، می فهمد به سخن چه کسی اشکال یا قول چه کسی را تأیید می کند. لذا هر کس بخواهد در درس ایشان شرکت کند باید مبانی و نظرات آقایان دیگر را دیده باشد.»

آیت الله محمد حسین احمدی فقیه یزدی درباره شیوه درس ایشان می گوید:«نوعاً ایشان چند مسأله اصلی یا فرعی را که عنوان می فرمودند بعد از توجه به ظرافت های حدیث و روایت و یا آیه شریفه ای که دلالت بر موضوع بحث داشت، مقایسه ای بین موضوع بحث و سایر بحث های مشابه می کردند و دقت عقلی و فکری خاصی در تعادل آن دو انجام می دادند، آن گاه نتیجه می گرفتند که انصافاً نتیجه علمی و جدید بود. و حقیقتاً مطلبی را که ذکر می کردند ناشی از اوج و عظمت دید و فکرشان بود که از ائمه(ع) و اسلام گرفته بود و اجتهاد صحیح نیز هم این گونه بحث و تجزیه و تحلیل کردن است.»

موعظه در درس

حجت السلام و المسلمین قدس، امام جمعه کلاچای که خود سال ها در درس ایشان حضور داشته است می گوید:«روال حضرت آیت الله بهجت این بود که پیش از شروعِ درس، حدود ده دقیقه موعظه می کرد؛ ولی نه با عنوان موعظه؛ بلکه با عنوان حکایت حال بزرگان گذشته. و معلوم بود که منظور اصلی آیت الله مصباح یزدی که سال ها در درس خارج فقه ایشان شرکت می کردند(15سال)، افزون بر استفاده علمی، استفاده از روحیه ملکوتی آقا بوده است.»

آیت الله مصباح در این باره می گوید:«حضرت آیت الله بهجت گاهی داستانی را یا حدیثی را نقل می کردند که برای ما تعجب آور بود، ایشان چه اصراری دارند که بر مطالب معلوم و روشن تکیه می کنند، از جمله مطلبی که ایشان در تذکّرات پیش از درس اصرار می کردند؛ امامت امیرالمؤمنین(ع) بود، ما تعجب می کردیم که ما مگر در آن حضرت شک داریم که ایشان این قدر اصرار دارند که دلائل امامت حضرت علی(ع) را برای ما بیان کنند. یک خورده ته دلمان گله مند بودیم که چرا به جای این مطالب یک چیز هایی که بیشتر حاجت ما است(در امور اخلاقی و معنوی) مطالبی را نمی گویند. اما بعد از این که به پنجاه ـ شصت سالگی رسیدیم، در بسیاری از مباحث دیدیم که آن نکته هایی که ایشان چهل سال پیشتر در درسشان درباره امامت علی(ع) می فرمودند به دردمان می خورد. گویا ایشان آن روز را می دید که یک مسائلی بنا است در آینده مورد غفلت و تشکیک قرار بگیرد.

شاید اگر توجه های ایشان نبود، ما انگیزه ای نداشتیم درباره این مسائل مطالعه ای داشته باشیم، حتی از نکته هایی که ایشان چهل سال پیش بیان می کردند، امروز بنده در نوشته هایم در مورد مسائل اعتقادی یا جاهای دیگر استفاده کرده‌ام.»

جایگاه علمی

گواهی استادان و هم دوره ای ها و نیز شاگردان برجسته که بخشی از آن در ذیل می آید، نمایانگر دقت نظر و نبوغ برجستگی علمی ایشان است:

روزی ایشان در درس کفایه یکی از شاگردانِ مرحوم آخوند خراسانی به چگونگی تقریر مطالب آخوند خراسانی از سوی استاد اعتراض می کند؛ ولی با توجه به این که از همه طلاب شرکت کننده در درس کم سنّ و سال تر بوده در جلسه بعدی پیش از حضور استاد مورد اعتراض و انتقاد شدید شاگردان دیگر قرار می گیرد، ولی در آن هنگام ناگهان استاد وارد و متوجه اعتراض شاگردان به ایشان می شود. سپس خطاب به آنان می فرماید:«با آقای بهجت کاری نداشته باشید.» همه ساکت می شوند آن گاه استاد ادامه می دهد:«دیشب که تقریرات درس مرحوم آخوند را مطالعه می کردم متوجه شدم که حقّ با ایشان است.» و پس از این سخن، از جدیت و نبوغ آیت الله بهجت تمجید می کند.

یکی از دانشمندان نجف می گوید:«ایشان در درس، به مرحوم آیت الله کمپانی امان نمی داد، و پیوسته بحث ها را مورد نقد قرار می داد.»

مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری نیز می گوید:«ایشان با اظهار نظرهای دقیق و اشکالات مهمّ، چنان نظر استاد را جلب کرده بود که چند روزی مجلسِ درس از حالت درس خارج شده بود، آن ایرادها برای ما هم مفید بود؛ ولی آقای بهجت برای گریز از شهرت دیگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه می دادند معلوم می شد اگر بالاتر از دیگران نباشند، بی شک کمتر از آنان نیستند.»
 
مرحوم علامه محمد تقی جعفری می گوید:«آن هنگام که در خدمت آقا شیخ کاظم شیرازی مکاسب می خواندیم، آیت الله بهجت نیز که اینک در قم اقامت دارند، در درس ایشان شرکت می کردند، خوب یادم هست که وقتی ایشان اشکال می کردند، آقا شیخ کاظم با تمام قوا متوجه می شد، یعنی خیلی دقیق و عمیق به اشکالات آقای بهجت توجه می کرد، و همان موقع ایشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده بود.»

آیت الله سید محمد حسین طهرانی در کتاب«انوارالملکوت» می نویسد:«آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی، وصیّ سید علی آقای قاضی می فرمودند: آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت در فقه و اصول به درس مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی حاضر می شدند و چون به حجره خود در مدرسه مرحوم سیّد باز می گشتند، بعضی از طلابی که در درس برای آنها اشکالاتی باقی مانده بود به حجره ایشان می رفتند و اشکالشان را رفع می کردند و چه بسا ایشان در حجره خواب بودند و در حال خواب از ایشان می پرسیدند و ایشان هم مانند بیداری جواب می دادند، جواب کافی و شافی، و چون از خواب بر می خاستند و از قضایا و پرسش های در حال خواب با ایشان سخن به میان می آمد، ابداً اطلاع نداشتند و می گفتند: هیچ به نظرم نمی رسد و از آنچه می گویید در خاطرم چیزی نیست.»

آیت الله مشکینی(ره) می گوید:«ایشان از جهت علمی(هم در فقه و هم در اصول) در یک مرتبه خیلی بالایی در میان فقهای شیعه قرار دارند.»

حجت السلام و المسلمین امجد می گوید:«ایشان در علمیت در افق اعلی است. فقیهی است بسیار بزرگ، و معتقدم که باید مجتهدین پای درسشان باشند تا نکته بگیرند و بفهمند، و حق این است که درس خارج را باید امثال آیت الله بهجت بگویند نه آنهایی که به نقل اقوال بسنده می کنند.»

تشویق بزرگان به شرکت در درس ایشان

آیت الله مصباح می گوید:«اولین چیزی که ما را جذب کرد؛ آن جاذبه معنوی و روحانی ایشان بود. ولی تدریجاً متوجه شدیم که ایشان از لحاظ مقامات علمی و فقاهت هم در درجه بسیار عالی قرار دارد. این بود که سعی کردیم خدمت ایشان درسی داشته باشیم تا وسیله ای باشد هم از معلومات ایشان بهره ای ببریم، و هم بهانه ای باشد که هر روز خدمت ایشان برسیم و از کمالات روحی و معنوی آقا بهره مند شویم. کتاب طهارت را در خدمت ایشان شروع کردیم، ابتدا در یکی از حجرات مدرسه فیضیه چند نفر از دوستان شرکت می کردند، و بعد از گذشت یک سال، یکی دو سالی هم در حجره ای در مدرسه خان(مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی) خدمت ایشان درس داشتیم. بعدها که ضعف مزاج ایشان بیشتر شد، از آن به بعد در منزل، خدمتشان می رفتیم که یک دوره طهارت را خدمت ایشان خواندیم و بعد یک دوره هم مکاسب و خیارات را که تقریباً حدود پانزده سال ادامه پیدا کرد. ما در درس ایشان استفاده هایی می بردیم که در بسیاری از درس ها کمتر یافت می شد.»

شهید بزرگوار استاد مطهری(ره) نیز به درس ایشان عنایت خاصّی داشتند. آیت الله محمد حسین احمدی یزدی در این باره می گوید:«آیت الله شهید مطهری درباره درس آیت الله بهجت به ما خیلی سفارش می کرد و می فرمود: حتماً در درس ایشان شرکت کنید مخصوصاً در اصول، چون آقای بهجت درس آقا شیخ محمد حسین اصفهانی را دیده حتماً در درس ایشان شرکت کنید.»

استاد خسرو شاهی می گوید:«بنده در درس فقه خارج خیارات حضرت آیت الله شیخ مرتضی حائری شرکت می کردم. ایشان اواخر عمر مریض بودند و درسشان تعطیل شد. یک روز وقتی که آیت الله حایری از حرم بیرون می آمدند، به خدمتشان رفتم و پس از سلام عرض کردم: ان شاء الله درس را شروع می فرمایید؟ فرمودند: نه. بعد فرمودند:«شما که جوان هستید من یک ضابطه ای را در اختیار شما قرار بدهم، و آن این که درس کسانی شرکت بکنید که فقط نقل اقوال نکنند؛ بلکه اقوال را بررسی کرده و نکاتی را در درس بیان کنند که در فعلیت رساندن ملکه اجتهاد خیلی سودمند باشد. چون درسی برای شما مفید است که این ملکه اجتهاد را از قوه به فعلیت برساند، و تنها به نقل اقوال کفایت نکند.»


من همان جا به ایشان عرض کردم: جناب عالی کسی را با اسم برای ما معرفی بفرمایید. فرمودند:«من از اسم بردن معذورم.» عرض کردم: من در درس آیت الله العظمی بهجت شرکت می کنم. ایشان اظهار رضایت نمود و تبسم کردند و فرمودند:«درس ایشان از نظر دقت و محتوا همین قاعده و ضابطه ای را که به شما گفتم دارد، خوب است که در درس ایشان شرکت می کنید. درس ایشان از هر جهت سازنده است، هم از جهت علمی هم از جهت اخلاقی، این درس را ادامه بدهید.»


مرجعیت

با این که ایشان فقیهی شناخته شده اند و بیش از سی سال است که اشتغال به تدریس خارج فقه و اصول دارند؛ ولی هماره از پذیرش مرجعیت سرباز زده اند.


آیت الله مصباح درباره علت پذیرش مرجعیت از سوی ایشان و نیز پیرامون عدم تغییر وضعیت آیت الله بهجت بعد از مرجعیت می گوید:«بعد از مرجعیت، منزل آیت الله بهجت هیچ تغییری نکرده است، ملاقات و پذیرایی از بازدیدکنندگان در منزل امکان ندارد؛ لذا در اعیاد و ایام سوگواری، در مسجد فاطمیه از ملاقات کنندگان پذیرایی می شود. اصولاً قبول مرجعیت ایشان به نظر من یکی از کرامات ایشان است، یعنی شرایط زندگی ایشان آن هم در سن هشتاد سالگی به هیچ وجه ایجاب نمی کرد که زیر بار چنین مسؤولیتی برود و کسانی که با ایشان آشنایی داشتند هیچ وقت حدس نمی زدند که امکان داشته باشد آقا یک وقتی حاضر بشوند پرچم مرجعیت را به دوش بکشند و مسؤولیتش را قبول بکنند. بدون شک جز احساس یک وظیفه متعین چیزی باعث نشد که ایشان این مسؤولیت را بپذیرند. باید گفت که رفتار ایشان در این زمان با این وارستگی و پارسایی، حجت را بر دیگران تمام می کند که می شود در عین مرجعیت با سادگی زندگی کرد، بدون این که تغییری در لباس، خوراک، مسکن، خانه و شرایط زندگی پیش بیاید.»


تا این که بعد از رحلت مرحوم آقای سید احمد خوانساری(ره) جلد اول و دوم کتاب«ذخیره العباد» (جامع المسائل کنونی) را به قلم خود تصحیح و در اختیار خواص گذاشتند، و پیش از رحلت مرجع عالی قدر، حضرت آیت الله اراکی(ره) اجازه نشر رساله عملیه خویش را دادند، سرانجام وقتی جامعه مدرسین با انتشار اطلاعیه ای هفت نفر از آن جمله حضرت آیت الله بهجت را به عنوان مرجع تقلید معرفی کرد و عده ای از علمای دیگر از جمله آیت الله مشکینی و آیت الله جوادی آملی و... مرجعیت ایشان را اعلام کردند، به دنبال درخواست های مصرانه و مکرر راضی شدند تا رساله عملیه ایشان در تیراژ وسیع به چاپ برسد، با این حال از نوشتن نام خویش بر روی جلد کتاب دریغ ورزیدند.

در همین ارتباط یکی از نزدیکان ایشان می گوید: ایشان پیش از درگذشت حضرت آیت الله اراکی، چون مطلع شدند جامعه مدرسین نظر به معرفی ایشان را دارند، پیغام دادند که راضی نیستم اسمی از بنده برده شود.

پس از رحلت آیت الله اراکی و پیام جامعه مدرسین و اطلاع از انتشار اسمشان فرمودند:«فتاوای بنده را در اختیار کسی قرار ندهید. از ایشان توضیح خواسته شد فرمودند: صبر کنید، همه رساله خود را نشر دهند، بعدها اگر کسی ماند و از دیگران تقلید نکرد و فقط خواست از ما تقلید کند آن وقت فتاوا را منتشر کنید.» چندین ماه پس از این رخداد رساله ایشان از سوی بعضی از اهل لبنان به چاپ رسید.

آثار مکتوب

حضرت آیت الله بهجت دارای تألیفات متعددی در فقه و اصول هستند که خود برای چاپ اکثر آنها اقدام نکرده اند و گاه به کسانی که می خواهند آنها را حتی با غیر وجوه شرعیه چاپ کنند، اجازه نمی دهند و می فرمایند: هنوز بسیاری از کتاب های علمای بزرگ سال ها است که به گونه خطی مانده است، آنها را چاپ کنید نوبت اینها دیر نشده است.

برخی از آثار این عالم عارف عبارتند از یک دوره کامل اصول، حاشیه بر مکاسب شیخ انصارى (ره) و تکمیل آن تا پایان مباحث مربوط به مکاسب و متاجر، دوره کامل طهارت، دوره کامل کتاب صلاه، دوره کامل کتاب زکات، دوره کامل کتاب خمس و حج، حاشیه بر کتاب ذخیره العباد مرحوم شیخ محمد حسین غروى، چندین مجلد تقریباً یک دوره فقه فارسى، حاشیه بر مناسک شیخ انصارى (ره) و...

فهرست عمده تألیفات ایشان که برخی نیز با اصرار و پشتکاری برخی از شاگردانشان به چاپ رسیده، عبارتند از:

آثار منتشر شده


1. رساله توضیح المسائل(فارسی و عربی)،


2. مناسک حجّ،
دو کتاب یاد شده از سوی برخی از فضلا بر اساس فتاوای ایشان تألیف و پس از تأیید آقا به چاپ رسیده است.


3. وسیله النجاه،
این کتاب دربردارنده نظرات فقهی ایشان در بیشتر ابواب فقه است که در متن وسیله النجاه حضرت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی(ره) گنجانده شده و نهایتاً جلد نخست آن با تأیید ایشان به چاپ رسیده است.


4. جامع المسائل.
این کتاب مجموعه حواشی ایشان بر کتاب«ذخیره العباد» استادش حضرت آیت الله محمد حسین غروی اصفهانی، و نیز تکمیل آن تا آخر فقه است، که قسمت هایی از آن ابتدا با نام«ذخیره العباد» با حروفچینی نه چندان زیبا و در تعداد نسخه اندک در اختیار برخی از شاگردان و خواصّ ایشان قرار گرفت، و بعداً جلد اول از این مجموعه که قرار است در پنج مجلد به چاپ برسد، به سبب کثرت فروع فقهی که از سوی حضرت آیت الله بهجت بر اصل کتاب افزوده شده و جامعیت آن«جامعُ المسائل» نام گرفته که به همت برخی از شاگردان ایشان به چاپ رسید.


تألیفات آماده چاپ و نشر

1. جلد اول از کتاب صلوه،
آیت الله بهجت در این کتاب با سبکی ویژه و تلخیص مطالب به ترتیب مباحث «جواهر الکلام» به بیان نظریات نو و ابتکاری خویش پرداخته اند.


2. جلد اول از دوره اصول،
این کتاب تقریبا" به ترتیب « کفایه الاصول» نگارش یافته است، و بارها توسط ایشان مورد مداقّه و تجدید نظر قرار گرفته، و نظریاتی نو در بسیاری از مباحث اصول را در بردارد.

3. تعلیقه بر مناسک شیخ انصاری،
این کتاب در بردارنده نظرات ایشان درباره مناسک حجّ است.

آثاری که چاپ و منتشر نشده است

1. بقیه مجلّدات دوره اصول،

2. حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری،
که به ترتیب مکاسب شیخ انصاری(ره) از اول تا انجام، و پس از اتمام آن ادامه مباحثی که در مکاسب مطرح نشده بر اساس متن«شرایع الاسلام» نگارش یافته است، ایشان در این دوره از مباحث فقهی نظرات جدیدی را ارائه داده اند.

3. دوره طهارت،
در این کتاب نیز آیت الله بهجت بسان دوره«کتاب الصلوه» به ترتیب مباحث«جواهر الکلام» با تلخیص و نوآوری نظرات خویش را مطرح کرده اند.

4. بقیه مجلّدات دوره کتاب الصلوه.

همچنین ایشان در تألیف«سفینه البحار» با مرحوم حاج شیخ عباس قمی(ره) همکاری داشته اند و قسمت زیادی از سفینه البحار خطی، به خط ایشان نوشته شده است.

شاگردان

با توجه به این که ایشان به سبب شهرت گریزی عمدتاً در منزل خود تدریس می کردند، با وجود این افراد بسیاری از محضر آن جناب استفاده کرده و می کنند. که

دینی دانلود

تصاویر و زندگی نامه کامل سید جواد ذاکر

تصاویر و زندگی نامه کامل سید جواد ذاکر

 

 

نام : میر محمد به خاطر علاقه مادرش به اسم جواد او را جواد صدا میکردن

نام خانوادگی : ذاکری طباطبایی

نام پدر : میر حبیب

وضعیت تاهل :متاهل

فرزند: نداشت

مشهور به : سید جواد

تاریخ ولادت : سی ویکم شهریور ماه ۱۳۵۵

محل ولادت : خوی ( یکی از توابع آذربایجان غربی)

شماره شناسنامه : ۴۵۶۳۶

محل دفن : شهر مقدس قم در قبرستان نو (پشت حرم حضرت معصومه (سلام الله)

تاریخ فوت : پانزدهم تیر ماه ۱۳۸۵ بیمارستان میلاد تهران

علت فوت : ابتلا به سرطان ریه (بعد از گذراندن ۴۰ روز در حالت کما و بستری بودن در بیمارستان شهید بهشتی کاشان و بیمارستان میلاد تهران )

ناراحت کننده این هست که نتونست به  زیارت کربلا بره ئو فوت کرد...

 

 

 

 

  

مراسم تشیع و تدفین سید محمد جواد ذاکر

 

 

زندگینامه سید جواد ذاکر

 سال 73 به قم اومد وبه حوزه رضویه رفت . هیئت شیفتگان حضرت رقیه (س)قم رو سید به همراه دوستش سید علی سجادی تاسیس و ایت الله سجادی پشتیبانی کردند.سید جواد با آیت الله سجادی در عید غدیر چند سال پیش عقد اخوت(برادری)بستند.ایت الله سجادی در مراسم چهلم سید میفرمود :........سید جواد با من عقد اخوت بست و برادری حق هایی داری که یکی از اونها شفاعت هست من به شفاعت سید امیدوارم......(البته عین جمله نیست)

سید هیچوقت نخواست از دستگاه سید الشهدا سو استفاده کنه .یه بار از زبون حاج اقا دارستانی شنیدم که یه هیئت شیرازی به سید پیشنهاد چند میلیونی دادن ولی سید قبول نکرد.

شناسنامه سید که تو بعضی از سی دی ها گذاشتن شناسنامه دوم سید هست یعنی سید قبلا یه شناسنامه دیگه داشت توی اون نوشته سید محمد جواد ذاکری ان شا الله سعی میکنم در اولین فرصت که به دستم رسید یه عکس از اون شناسنامه تووبلاگم بذارم.

اینا چیزایی بود که کمتر تو وبلاگا دیدم حالا بقیه رو بخونید:

*سال ۱۳۵۵ در شهرستان خوی از شهرستانهای اذربایجان غربی و در خانواده ای متدین و از سلاله حضرت زهرا (س) پسری به دنیا امد که نامش را ( سید محمد جواد ) نهادند.

*پدر سید محمد جواد میر حبیب ذاکر نام داشت که وی از مداحان بااخلاص شهرستان خوی بود.

* مادر وی که زنی مومنه واز سادات بود در همان دوران کودکی سید محمد جواد دارفانی را وداع گفت و سید محمد جواد از دوران کودکی از مهر مادری بی نصیب بود .

* وی تا پایان دوران تحصیلی متوسطه در خوی بود و مداحی که در ریشه خاندان وی ریشه داشت را هم ادامه داد.

*بعد از پایان تحصیلات برای کسب علوم حوزوی راهی قم شد و در مدرسه علمیه رضویه مشغول به تحصیل شد و مداحی را نیز ادامه داد.

*سید محمد جواد پرچم دار سبکهای جدیدی از مداحی بود که بسیاری از مردم الالخصوص جوانان را به سوی هیئت ها میکشاند حتی جوانانی که تا قبل از ان انسی با هیئت ها نداشتند.

* خیلی سریع نام سید ذاکر بر سر زبان ها افتاد و در دل خیلی از دوستدارانش جای گرفت.

* در قم برای وی محدودیت ایجاد کردند . سید به دارالمومنین کاشان رفت از انجا به اصفهان و بعد از مدتی مجددا" به کاشان بازگشت و گهگداری در قم هم مداحی میکرد . ضمن اینکه سید بعد از ازدواج در قم زندگی میکرد

*سید جواد خلوص نیت داشت . بسیار فروتن و متواضع بود و از غیبت و تهمت زدن به دیگران دوری میجست.

* نزدیک به یک سال قبل از فوتش میر حبیب ذاکر پدر سید محمدجواد به دیار باقی شتافت و برای اخرین بار سید برای شرکت در مراسمات ترحیم پدر به خوی رفت .و این اخرین حضور وی در زادگاهش بود . زیرا خیلی سریع علایم بیماری سرطان در وی هویدا شد .

*بعد از سپری کردن دوران شیمی درمانی برای اولین بار سید در روز عید غدیر در هیئت جنت الحسین (ع) حضور پیدا کرد و اخرین حضور وی روز ۲۸ و ۲۹ صفر در سال ۸۵ در مشهد مقدس و در حضور هیئت زنجانیها بود .

* بیماری سید به اوج رسید و وی در اوایل خرداد ماه در اثر از کار افتادن سلولهای مغز در کما فرو رفت و بعد از حدود ۴۰ روز در ساعت ۲ بامداد شانزدهم تیر ما ه ۱۳۸۵ به دیدار معبودش شتافت.

*پیکر زند یاد ذاکر در مقابل حرم حضرت معصومه (س) و در قبرستان (نو ) و در کنار قبر رسول ترک ارام گرفت.

*سید جواد ذاکر حق عظیمی بر جوانان علاقه مند به اهل بیت دارد. واینک با هر بار شنیدن صدای باصلابت این فرزند زهرا (س) فاتحه ای نثار روحش کنیم

الانم کمی از خودم بگم:

بنده :علیرضاستودگان متولدسال پنجاه ودواگه خداقبول کنه ذاکر اهل بیت هفت یاده روزاز درگذشت سید جواد می گذشت ،حالم خیلی خراب بود،یکسره توفکرسید جواد و

اون همه نامردیها وبی احترامیها بی اون سیدبودم.باشاگردم از گرگان باموتوربه سمت

علی آباد کتول حرکت کردیم.

اخلاقم اینه که باخودم همیشه یا نوحه یا روضه یا دعا زمزمه میکنم علاقه بسیار زیادی به

روضه حضرت زهرا دارم، اون روزم باشاگردم آماده   شدیم بریم سرکار، شاگردم نظری

داشت اول رفتیم امامزاده عبدالله گرگان زیارتی کردیم  وحرکت کردیم به سمت  علی آباد،

تااینجاراخوب یادمه ولی دیگه هیچی نفهمیدم تا اونجایی که به هوش اومدم تازه فهمیدم حدوداً

ده یا پانزده روز توکما بودم .

اون لحظه بودکه عشق وعلاقه من به خاندان اهلبیت سلام الله علیه بیشتروبیشتر شد.

عشقم به سید جواد ازقبل هم فزون ترشد.

شاید خیلی ها باور نکنن هالم کما وجود داره ولی این چیزی که دارم واستون مینویسم حقیقت

محضِ.

گفتم که توراه علی آباد بودیم تصادف شدیدی کردیم خداراشاکرم که شاگردم چیزیش نشد

از اونجا من توکما بودم.

ناگهان خودم را در فضایی تاریک وسیاه احساس کردم،مضطرب وسرگردان ،کسی کمکم

نمی کرد،چرا؟بهضی وقتها صداهایی بگوشم میرسید.

دقیق شدم (ادعونی استجب بکم)(یامن اسمه دواءوذکره شفاء)اللهم الشفأمرضاناباالقرآن)

خیلی دست وپا میزدم (پرستارها میگفتن ند ید یم توکما کسی اینقدر دست وپا بزنه تعجب

کرده بودن)خونمو باهزار مشکل به نوری که از دورسوسومیزد رسوندم

حالا رسیدم به فضایی که هنوز مثل اونجا رو توعمرم ندیدم ، اونقدر زیبا بود که نمیشه

توصیفش کرد.

تواون فضا چمنزار وسبزه زار بسیار زیبایی بود از میانش نهر آب زیبا با آبی گوارا

عبورمیکرد،در آن میان چیزی توجه منو به خودش جلب کرد ،

سید جواد باهمان لباس وشال وهمان کلاه صورت همان صورتی که شیمی درمانی

می شدرو زمین نشسته جویای حاش شدم مثل همیشه گفت :شکرلله خوبم

به من گفت :علی رضاتوچطوری ،گفتم:خوبم

گفت:نه حالت خوب نیست  وضعیتت خیلی خرابه دکترا جوابت کردنالان پدر ومادر و

زن وبچه هات بالاسرتو اند

یکدفعه خودمو بالا سر خودم دیدم با یک وضعییت بسیار خراب.

سؤال کردم :سید وضع من چی میشه .

سید گفت:تصادف شدیدی داشتی ولی مادرم حضرت زهرا(س)شفاعت توراکرده

گفتم :چراسید؟

سیدگفت:مادرم گفت :چون روضه خوان پسرم حسینه چون واسه حسینم اشک ریخته چون پابوس پسرم حسین رفته

مسائل دیگری هم گفت که شاید اینجا نگنجه که بگم ولی ازاون روزی که به هوش اومدم

زندگیم رنگ وبوی دیگری به خودش گرفته.

ولی یه ناراحتی بزرگ دارم اونم اینه که اون کسایی که به سید تهمت زدن کافر خوندنش

مجالسش روحرام میدونستند چی جوابی دارد به سید بدن

سید گفت :هرکسی که مراکافر خواندمادرم گفته اورابه جزای اعمالش خواهد رساند.

به امید آنروزی که تمامی کسانی که به سیدتهمت زدند به دستان مادر سیدبه جزایشان برسند

صحبتهای پیامبر در ماه مبارک رمضان




 سخنان پیامبر درباره ماه مبارك رمضان

 

1.سید قدس سره در (اقبال) از كتاب (بشارة المصطفى لشیعة المرتضى ) با استناد آن به ((حسن بن على بن فضال )) از امام رضا از پدرانش ، از امیرالمؤ منین - درود و سلام بر آنان - روایت نموده كه حضرت فرمودند: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روزى براى ما سخنرانى نمود و فرمود:

 

((مردم ! ماه خدا با بركت و رحمت و بخشش گناهان نزدیك است ؛ ماهى كه نزد خدا برترین ماه ها، روزهایش برترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعتهاى آن بهترین ساعتهاست ؛ ماهى است كه در آن به میهمانى خدا دعوت شده و شما را در این ماه از كسانى قرار داده اند كه شایسته كرامت خدا هستند. نفس كشیدن شما در آن تسبیح و خوابیدنتان در آن عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاى شما در آن مستجاب است . پس با نیتهایى راست، و دلهایى پاك از خدا بخواهید شما را موفق به روزه آن ، و خواندن كتابش نماید. بدبخت كسى است كه از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم شود.

 

با تشنگى و گرسنگى خود در آن ، گرسنگى و تشنگى روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران خود صدقه بدهید؛ بزرگان خود را در آن احترام كنید؛ كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهید و صله رحم بجا آورید. زبانهاى خود را حف0كرده ، دیدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نیست و گوشهاى خود را از آنچه گوش دادن به آن حلال نیست ، نگهدارید. با یتیمان مردم مهربانى كنید تا با یتیمان شما مهربانى شود. به درگاه خداوند از گناهان خود توبه كنید. هنگام نماز دستهایتان را با دعا بطرف بالا بلند كنید؛ زیرا این وقت بهترین اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه كرده و هنگامى كه از او بخواهند و با او مناجات نمایند، جواب آنان را مى دهد. و اگر او را صدا بزنند، به آنان لبیك مى گوید. و اگر دعا كنند، دعایشان را مستجاب مى كند.

 

 

مردم! شما زندانى اعمال خود مى باشید، با استغفار خود را آزاد كنید. پشتهایتان از گناه سنگین است با طولانى نمودن سجده هاى خود آن را سبك نمایید. بدانید خداوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزى كه مردم براى پروردگار جهانیان بر مى خیزند، آنان را با آتش نترساند.

 

مردم ! كسى كه به مؤمن روزه دارى افطار بدهد، ثواب آزاد كردن یك بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض كردند: رسول خدا! همه ما نمى توانیم این كار را انجام دهیم . حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: از آتش بپرهیزید، گر چه با نیم دانه خرمایى . از آتش بپرهیزید گر چه با جرعه آبى .

 

مردم ! هر كدام از شما كه اخلاق خود را در این ماه اصلاح كند، روزى كه در صراط پاها مى لغزد، جوازى بر صراط خواهد داشت . و هر كدام از شما كه بر بنده و كنیز خود آسان بگیرد، خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت ؛ و كسى كه شر خود را در آن باز دارد، خداوند در روزى كه او را ببیند غضب خود را از او باز مى دارد. كسى كه یتیمى را بزرگ بدارد، خداوند در روزى كه او را ببیند او را بزرگ خواهد داشت ؛ و كسى كه در این ماه صله رحم كند، خداوند روزى كه او را ببیند او را به رحمت خود وصل مى كند. كسى كه در آن قطع رحم كند، خداوند روزى كه او را مى بیند رحمت خود را از او قطع خواهد نمود. و كسى كه یك نماز مستحبى بخواند خداوند براى او خلاصیى از آتش مى نویسد. و كسى كه عمل واجبى انجام دهد ثواب كسى كه هفتاد واجب را در ماهى غیر از این ماه انجام دهد، خواهد داشت . و كسى كه در این ماه زیاد بر من صلوات بفرستد، روزى كه ترازوها سبك است ، خداوند ترازوى او را سنگین مى نماید. و كسى كه یك آیه از قرآن بخواند، مانند پاداش كسى كه قرآن را در ماهى غیر از این ماه ختم كند، خواهد داشت .


مردم ! درهاى بهشت در این ماه باز است ، از پروردگار خود بخواهید آن را به روى شما نبندد؛ درهاى جهنم نیز بسته است از پروردگار خود بخواهید آن را به روى شما باز نكند؛ شیاطین هم در زنجیرند، از پروردگار خود بخواهید آنان را بر شما مسلط نكند.

 

امیرالمؤمنین (علیه السلام ) فرمود: برخاستم و عرض كردم یا رسول خدا! برترین اعمال در این ماه چیست ؟ فرمودند: اباالحسن ! برترین اعمال در این ماه دورى گزیدن از حرام هاى خداى عزیز و بزرگ است . سپس گریه كرد. عرض كردم چرا گریه مى كنى رسول خدا؟ فرمود: على ! بخاطر حلال شمردن تو در این ماه است ؛ گویا با تو هستم و تو براى پروردگارت نماز مى خوانى و بدبخت ترین اولین و آخرین ، همانند ((پى كننده شتر ثمود)) ضربه اى به جلو سرت مى زند كه موى صورتت با آنان رنگین مى شود.

 

امیرالمؤمنین (علیه السلام ) فرمود: عرض كردم : رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم )! آیا در آن حال دینم سالم است ؟ فرمود: آرى دینت سالم است . سپس فرمود: على ! كسى كه تو را بكشد مرا كشته و كسى كه با تو دشمنى كند با من دشمنى نموده و كسى كه به تو ناسزا بگوید، به من ناسزا گفته ، زیرا تو مانند نفس من هستى روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است ؛ خداى عزیز و بزرگ مرا آفرید؛ تو را نیز آفرید و مرا برگزید! و تو را؛ من را براى پیامبرى انتخاب نمود و تو را براى امامت اختیار كرد.

 

بنابراین كسى كه امامت تو را انكار كند پیامبرى من را انكار كرده . على ! تو وصى من ، پدر فرزندانم ، همسر دخترم و جانشین من در میان امتم در زندگى من و بعد از مرگ من هستى . امر تو امر من و نهى تو نهى من است . به كسى كه مرا به پیامبرى برانگیخته و مرا بهترین مردم قرار داد، قسم مى خورم كه تو حجت خدا بر خلق او و امین او بر رازش ، و جانشین او در میان بندگانش مى باشى .))

 

2. از رساترین بشارتهایى كه درباره ماه رمضان وارد شده ، نفرین پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر كسى كه در آن آمرزیده نشود، مى باشد، آنجا كه فرمود: ((كسى كه ماه رمضان را بگذراند و آمرزیده نشود، خدا او را نیامرزد.)) زیرا این نفرین با توجه به این كه او به پیامبرى برانگیخته شد تا رحمتى براى جهانیان باشد، مژده بزرگى براى گستردگى رحمت و عمومى بودن آمرزش در این ماه مى باشد. و اگر غیر از این بود - با توجه به این كه رحمتى براى جهانیان است - مسلمانى را، گر چه گناهكار باشد، نفرین نمى كرد.

 

3. از مهمترین روایاتى كه در این مورد وارد شده روایات زیادى است كه درباره زنجیر شدن شیاطین متمرد، باز شدن درهاى بهشت ، گشودن درهاى رحمت ، بسته شدن درهاى آتش ، ایستادن خداوند در مقابل دشمنان جنّى و صداى منادى خدا از اول ماه تا آخر آن وارد شده است ؛ چیزى كه مانند آن در هیچ ماهى نیامده است . زیرا در مورد سایر ماه ها وارد شده كه فقط در ثلث آخر شب چنین منادیى ندا مى كند مگر در شب جمعه كه از اول شب تا صبح این منادى ندا مى كند و همینطور در ماه رجب ؛ ولى در ماه رمضان این ندا از ماه آخر آن و تمام شبها و روزهایش ‍ وارد شده است .

 

بخش عترت و سیره تبیان

منبع: المراقبات

مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملكى تبریزى(ره)

مترجم : ابراهیم محدث بندرویگى

سخنان پيامبر (ص) درباره ماه مبارك رمضان در اواخر ماه شعبان

سخنان پيامبر (ص) درباره ماه مبارك رمضان در اواخر ماه شعبان

 سيد قدس سره در «اقبال» از كتاب «بشارة المصطفي لشيعة المرتضي» با استناد آن به «حسن بن علي بن فضال» از امام رضا از پدرانش، از اميرالمؤمنين – درود و سلام بر آنان – روايت نموده كه كه حضرت فرمودند: رسول خدا (ص) روزي براي ما سخنراني نمود و فرمود:

«مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و بخشش گناهان نزديك است؛ ماهي كه نزد خدا برترين شبها و ساعتهاي آن بهترين ساعتهاست؛ ماهي است كه در آن به ميهماني خدا دعوت شده و شما را در اين ماه از كساني قرار داده اند كه شايسته كرامت خدا هستند. نفس كشيدن شما در آن تسبيح و خوابيدنتان در ان عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاي شما در آن مستحبات است. پس با نيتهايي راست،‌ و دلهايي پاك از خدا بخواهيد شما را موفق ره روزه آن، و خواندن كتابش نمايد. بدبخت كسي است كه از آمرزش خدا در اين ماه بزرگ محروم شود.

با تشنگي و گرسنگي خود در آن، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران خود صدقه بدهيد؛ بزرگان خود را در آن احترام كنيد؛‌ كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهيد و صله رحم بجا آوريد. زبانهاي خود را حفظ كرده، ديدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نيست، نگهداريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا با يتيمان شما مهرباني شود. به درگاه خداوند از گناهان خود توبه كنيد. هنگام نماز دستهايتان را با دعا بطرف او بلند كنيد؛ زيرا اين وقت بهترين اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه كرده و هنگامي كه از او بخواهند و با او مناجات نمايند،‌ جواب آنان را مي دهد. و اگر او را صدا بزنند،‌ به آنان لبيك مي گويد. و اگر دعا كنند، دعايشان را مستجاب مي كند.

مردم! شما زنداني اعمال خود مي باشيد، با استغفار خود را آزاد كنيد. پشتهايتان را از گناه سنگين است با طولاني نمودن سجده هاي خود آن را سبك نماييد. بدانيد خداوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزي كه مردم براي پروردگار جهانيان بر مي خيزند، آنان را با آتش نترساند.

مردم! كسي كه به مؤمن روزه داري افطار بدهد،‌ ثواب آزاد كردن يك بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض كردند: رسول خدا! همه ما نمي توانيم اين كار را انجام دهيم. حضرت فرمودند:‌ از آتش بپرهيزيد، گرچه با نيمدانه خرمايي. از آتش بپرهيزيد، گرچه با جرعه آبي.

مردم! هر كدام از شما كه اخلاق خود را در اين ماه اصلاح كند، روزي كه در صراط پاها مي لغزد، جوازي بر صراط خواهد داشت. و هر كدام از شما كه بر بنده و كنيز خود آسان بگيرد،‌ خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت؛ و كسي كه شر خود را در آن باز دارد،‌ خداوند در روزي كه او را ببيند غضب خود را از او باز مي دارد. كسي كه يتيمي را بزرگ بدارد،‌خداوند در روزي كه او را ببيند او را بزرگ خواهد داشت؛ و كسي كه در اين ماه صله رحم كند، خداوند روزي كه او را ببيند او را به رحمت خود وصل مي كند. كسي كه در آن قطع رحم كند، خداوند روزي كه او را مي بيند رحمت خود را از او قطع خواهد نمود. و كسي كه يك نماز مستحبي بخواند خداوند براي او خلاصيي از آتش مي نويسد. و كسي كه عمل واجبي انجام دهد ثواب كسي كه هفتاد واحب را در ماهي غير از اين ماه انجام دهد،‌ خواهد داشت. و كسي كه در اين ماه زياد بر من صلوات بفرستد، روزي كه ترازوها سبك است، خدواند ترازوي او را سنگين مي نمايد. و كسي كه يك آيه از قرآن بخواند، مانند پاداش كسي كه قرآن را در ماهي غير از اين ماه ختم كند، خواهد داشت.

مردم! درهاي بهشت در اين ماه باز است،‌ از پروردگار خود بخواهيد آن را به روي شما نبندد؛‌ درهاي جهنم نيز بسته است از پروردگار خود بخواهيد آنان را بر شما مسلط نكند.

امير المؤمنين عليهم السلام فرمود: برخاستم و عرض كردم رسول خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ فرمودند: اباالحسن! برترين اعمال در اين ماه دوري گزيدن از حرامهاي خداي عزيز و بزرگ است. سپس گريه كرد. عرض كردم چرا گريه مي كني، رسول خدا! فرمود: علي! بخاطر حلال شمردن تو در اين ماه است؛ گويا با تو هستم و تو براي پروردگارت نماز مي خواني و بدبخت ترين اولين و آخرين، همانند «پي كنند شتر ثمود» ضربه اي به جلو سرت مي زند كه موي صورتت با آنان رنگين مي شود.

امير المؤمين عليهم السلام فرمود: عرض كردم: رسول خدا! آيا در آن حال دينم سالم است؟ فرمود: آري، دينت سالم است. سپس فرمود: علي! كسي كه تو را بكشد مرا كشته و كسي كه با تو دشمني كند با من دشمني نموده و كسي كه به تو ناسزا بگويد، ‌به من ناسزا گفته، زيرا تو مانند نفس من هستي روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است؛ خداي عزيز و بزرگ مرا آفريد؛‌ تو را نيز آفريد و مرا برگزيد! و تو را؛ خداي عزيز و بزرگ مرا آفريد؛ تو را نيز آفريد و مرا برگزيد! و تو را؛ من را براي پيامبري انتخاب نمود و تو را براي امامت اختيار كرد.

بنابراين كسي كه امامت تو را انكار كند پيامبري من را انكار كرده. علي! تو وصي من، پدر فرزندانم، همسر دخترم و جانشين من در ميان امتم در زندگي من و بعد از مرگ من هستي. امر تو امر من و نهي تو نهي من است. به كسي كه مرا به پيامبري برانگيخته و مرا بهترين مردم قرار داد، قسم مي خورد كه تو حجت خدا بر خلق او و امين او بر رازش،‌ و جانشين او در ميان بندگانش مي باشي.»

 

از كتاب المراقبات اثر مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد ملكي تبريزي(ره)
بخش مراقبات ماه مبارك رمضان (صفحه 211)

درباره رمضان و ماه رمضان


درباره رمضان و ماه رمضان
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است.

عکس, تصویر, درباره رمضان،درباره ماه مبارک رمضان،ماه رمضان

این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ی درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید
.»آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.

در مورد تغذیه در ماه مبارک رمضان بیشتر بدانیم

در مورد تغذیه در ماه مبارک رمضان بیشتر بدانیم

در ماه ضیافت الهی هستیم،‌ خوب است در مورد تغذیه در ماه مبارک رمضان بیشتر بدانیم

روزه علاوه بر اینکه موجب ارتقای سلامت فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد می‌گردد، خود آدابی دارد که رعایت آنها به‌ویژه در زمینه تغذیه سالم در ماه رمضان، موجب بهره‌‌وری بیشتر از فواید معنوی، بهداشتی و... در این ماه عزیز می‌شود.

در طول روزه‌داری دستگاه گوارش حدود چند ساعت خالی می‌ماند و در واقع این دستگاه و سایر دستگاه‌هایی که به نحوی در هضم و جذب مواد غذایی دخالت دارند استراحت می‌کنند و بعد از روزه‌داری به نحو بهتری اعمال خود را به انجام می‌رسانند.

مطالعات متعدد نقش موثر روزه‌داری را در بهبود بیماری‌های مختلف نشان می‌دهد. در اغلب بیماری‌هایی که عادات غلط غذایی، چاقی و افزایش وزن در بروز آنها دخالت دارند روزه‌داری مفید است.

مطالعات نشان داده است روزه گرفتن برای مبتلایان به چربی خون بالا بسیار مفید است و میزان چربی‌های نامطلوب موجود در خون را تنظیم می‌کند و موجب افزایش میزان چربی‌های مفید خون می‌شود. علاوه بر این برخی از بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم به کمک پزشک معالج و یک متخصص تغذیه به راحتی می‌توانند در این ماه روزه بگیرند و از آثار مفید آن بهره کافی را ببرند.

به طور کلی پیروی از یک برنامه غذایی صحیح در ایام ماه مبارک رمضان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است تا هم بتوان عادات غذایی غلط را اصلاح کرد و هم از برکات معنوی این ماه بهره برد.

 

سحری و افطاری سالم

 

در ماه مبارک رمضان نیز مانند همیشه پیروی از برنامه غذایی متنوع و متعادل شامل چهار گروه اصلی غذایی (نان و غلات، میوه‌ها و سبزی‌ها، گوشت و حبوبات و تخم‌مرغ، شیر و لبنیات) ضروری است. با رعایت تنوع و تعادل در مصرف غذا نیازهای تغذیه‌ای شامل آب، املاح، ویتامین ها، ‌پروتئین و انرژی مورد نیاز بدن تأمین می‌شود.

توصیه می‌شود افراد روزه‌دار همانند زمانی که روزه نیستند سه وعده غذا بخورند که وعده شامل افطار، شام و سحر است، اما در ماه مبارک رمضان سرو غذا در دفعات کمتر برای مثال دو بار در روز نیز اشکال ندارد و به شرایط جسمی و توانایی فرد بستگی دارد.

بهتر است غذای مصرفی در وعده سحری خصوصیات و ویژگی وعده ناهار را داشته باشد تا از ایجاد گرسنگی در طول روز پیشگیری شود.

با توجه به اینکه ساعت سرو افطار حدود ساعت ۱۸ است و تا وعده سحری فاصله طولانی است، می‌توان در فاصله افطار تا سحر یک وعده غذایی مثل شام سبک را سرو کرد که البته این به وضعیت خود شخص و تمایل او به سرو غذا بستگی دارد.

 

در هنگام افطار مصرف غذاهای سبک و مختصر شامل گروه‌‌های غذایی شیر و لبنیات (مانند شیر و ماست و پنیر) میوه‌ها و سبزی‌ها و نان و غلات (مانند برنج و نان) توصیه می‌شود، مانند نان و پنیر و سبزی که یکی از عادات خوب غذایی هموطنان در این ایام است.

نکته مهم شست‌وشوی کامل و ضد عفونی‌کردن سبزی مصرفی است که در این دوران باید بیش از پیش به آن توجه کرد. علاوه بر آن مصرف شیر گرم و فرنی و یا شیر برنج در هنگام افطار مناسب است. استفاده از مواد غذایی آبکی مثل سوپ، آش، حلیم بدون روغن (حلیم منبع خوبی از مواد نشاسته‌ای، فیبر، پتاسیم و منیزیم است) و همچنین مایعات به هنگام افطار و سحر موجب حفظ تعادل آب و املاح فرد روزه‌دار می‌شود.

 

سبزی و میوه فراموش نشود

 

استفاده از سبزی‌ها و میوه‌ها در هنگام افطار و همچنین در فاصله زمانی بین افطار تا سحر به دلیل اینکه منبع خوبی از فیبر هستند، برای دستگاه گوارش بسیار مفید است و مانع بروز یبوست می‌شود. توصیه می‌شود در وعده سحری مقدار مناسبی سبزی‌های گوناگون مصرف شود. سبزی‌ها با دارا بودن مواد مغذی مختلف و آب، علاوه بر تأمین ویتامین‌ها و املاح مورد نیاز بدن، از تشنگی فرد در طول روز جلوگیری می‌کنند.

 

اعتدال در مصرف شیرینی‌ها

 

مصرف مواد غذایی شیرین در وعده سحری توصیه نمی‌شود. مصرف مواد غذایی شیرین با تحریک انسولین موجب ورود قند خون به داخل سلول‌ها و در نتیجه کاهش قند خون می‌شود. به این ترتیب مصرف مواد غذایی شیرین و حاوی قندهای ساده مثل شیرینی و شکلات در وعده سحری موجب می‌شود شخص زودتر گرسنه شود. انواع میوه را که حاوی مواد مغذی بسیار مفید برای سلامت بدن است بهتر است در وعده افطار و یا در فاصله افطار تا سحر مصرف کرد.

از کربوهیدرات‌های پیچیده مثل غلات از جمله گندم، جو و... حبوبات مثل عدس، لوبیا،‌ نان‌های سبوس‌دار و غذاهای حاوی فیبر مثل سبزی‌ها، حبوبات، غلات، میوه‌های با پوست، میوه‌های خشک مانند گلابی، آلو و انجیر و بادام در وعده‌های غذایی به خصوص سحری بیشتر استفاده کنید. این غذاها باعث می‌شوند احساس گرسنگی کمتری کنید، چون به آهستگی هضم می‌شوند.

توصیه می‌شود برای تأمین آب مورد نیاز پس از سرو افطار و تا قبل از خواب به تدریج انواع میوه، چای کمرنگ و سایر مایعات به ویژه آب برای جبران کم آبی بدن نوشیده شود.

در طول روزه‌داری دستگاه گوارش حدود چند ساعت خالی می‌ماند و در واقع این دستگاه و سایر دستگاه‌هایی که به نحوی در هضم و جذب مواد غذایی دخالت دارند استراحت می‌کنند و بعد از روزه‌داری به نحو بهتری اعمال خود را به انجام می‌رسانند.

 

خلاصه

 

در ماه مبارک رمضان نیز مانند همیشه پیروی از برنامه غذایی متنوع و متعادل شامل چهار گروه اصلی غذایی (نان و غلات، میوه‌ها و سبزی‌ها، ‌گوشت و حبوبات و تخم‌مرغ، شیر و لبنیات)‌ ضروری است.

با رعایت تنوع و تعادل در مصرف غذا نیازهای تغذیه‌ای شامل آب، املاح، ‌ویتامین ها، پروتئین و انرژی مورد نیاز بدن تأمین می‌شود.

http://





   


8vzhqhdb4a61otc792gh.jpg

ddhy9py4voz1yhsw9r66.jpg

pc5rtv4leqvmdryobw7.jpg



مولای من سلام

 

یوسف آخرالزّمانی‌ام

 

امروز كه عزم رویش دارم، كاش می‌شد بذر شوم و خود را در خاك پایت پنهان كنم و تا

به آبی‌ترین نقطة هستی بالا روم.

 

هر وقت كه روشنایی دعا را در تیرگی دلم می‌كارم، بهاران آرام، آرام در برگ‌هایم

می‌خزد و ساقه‌هایم عاشقانه تو را فریاد می‌زنند.

 

و غروب جمعه كه عطر تو در كوچه پس كوچه‌های غبارآلودم می‌پیچد، كوچه‌های

خاك گرفته دلم از بوی خوشت عطرآگین می‌شود.

 

آقای من!

 

به زلال اشك‌هایم قسم، در كوچه‌های غمین و غریب روزگار، تنها در هوای آینده ی

روشن انتظار نفس می‌كشم ...

 

و ظهورت را به انتظار نشسته‌ام...

 

.:: تا جمعه ظهور ::.

 

نجوا با یار غایب از نظر با هزار دست پر از خواهش

 

یا صاحب الزمان ادرکنی




سلام مولای من

حالتون خوبه

دوباره اومدم ، خدارو شکر که بازم به یاده شما افتادم ،

 مولای من نمیدونم این روزا چه تعداد از آدما در طول روز به یاده شما می افتن ولی اینو میدونم که تعدادشون هر روز و هر روز داره کمتر میشه

مولا جان تو روایات هست که امر فرج اونقدر طولانی میشه که عده زیادی از مردم باور خودشون رو نسبت به شما از دست میدن . امروز باید اعتراف کنم که جامعه ما داره به همین سمت پیش میره ، متاسفانه خیلی از ماها شمارو فراموش کردیم.

مایی که تو مملکت شیعه داریم زندگی میکنیم وضعیتمون اینه چه برسه به دیگر کشورها.

مولا جان راستش اونقدر اینور و اونور میگن که این حرفا دروغه اینا رو عربا و آخوندا از خودشون درآوردن که بعضی وقتا خودمم به شک می افتم.

امروز داشتم با یکی بحث میکردم گفت اگه امام زمان میتونست ماهارو از این گرفتاریها نجات بده اول خودشه نجات میداد و ......

هیچی بهش نگفتم فقط تو خودم داشتم خودمو میخوردم ، میگفت اصلاً شما وجود ندارین ......

خواستم بهش بگم چرا وجود دارن من خودم دیدمشون ولی اگه میگفتم دروغ بود

مولای من خیلی وقت پیشا آرزوم این بود شمارو ببینم ولی الان آرزوهام بیشتر دنیایی شدن . چه شبا که به فکر شما نخوابیدم ، چه شبایی که با اشک از خدا شمارو خواستم ، چه .......

عزیزه زهرا چقدر اومدم جمکران ، مولا جان چقدر چشم دنباله شما گشت ولی ندیدمتون .....

مولا جان تو اون روزا درسته ندیدمتون ولی همیشه شمارو حس کردم همیشه خودمو بهتون نزدیک میدونستم ، مولا جان مطمئن بودم اگه هر لحظه ظهور کنید من یاور شما خواهم بود ، مولای من اون روزا آرزوم یه چیز بود اونم شهادت در راه و هدف شما، مولای من یادش بخیر چقدر باهاتون درد و دل میکردم ، هر مشکلی داشتم این محبت شما بود که باعث میشد کم نیارم.

عزیزه زهرا کاش همیشه تو اون دوران میموندم ، کاش دلم اینقدر بیمار نمی شد ، مولای من کاش ........

عزیزه زهرا خیلی ازتون فاصله گرفتم درست ، خیلی غرق در دنیا شدم درست ، خیلی بی معرفتی کردم درست ، خیلی .........

ولی آقا جان هنوز وقتی اسم شما میاد قلبم تندتر میزنه ، آقای من ، وقتی بهتون سلام میدم شرمم میاد از کارایی که کردم ، عزیزه زهرا هر چقدر هم که گناه کرده باشم بازم دوستون دارم ، مولا جان همیشه هر جا که باشم سنگ شمارو به سینه میزنم ، آقا جانم من ادعا دارم که فدایی شما هستم.آقا جان من حقیر رو با همه بدی هام بپذیر ، آقا وقتی یه دفعه به یاده شما می افتم احساس میکنم شما به یاده من افتادین ، آقا جان نمیدونم چی بگم ولی اینو میدونم که دوستون دارم میدونم که یه روزی به برکت وجوده شما من هم پاک می شم اونوقت دیگه تنها آرزوم اینه که در کنار شما و یاور شما باشم و اگه خدا قبول کنه شهید در راه شما باشم.

مولا جان تو نمازاتون ماروهم دعا کنین.


یا علی


ماندیم به داغ انتظارت، مددی


ما و غم ودرد بی شمارت، مددی


دلخسته از این غمی که در ریشه ماست


در آرزوی فجر بهارت، مددی


لااله الاالله الملک الحق المبین

 

 

 

یا ابا صالح المهدی " عج " ادرکنی

 

 

بادها مى وزند. باران ها فرو مى ریزند. آدینه ها مى آیند و سترون مى روند و خاطره دردى عمیق را بر ذهن ها جاى مى گذارند.

 

 به ساحت مقدس تو مى گریزیم؛ اگر سرانجاممان تقدیر قوم موسى باشد.

 

به تو پناه مى بریم اى خداوندگار؛ اگر در دلیل نیامدنش سهیم باشیم!

 

 كسى چه مى داند، شماره زخم هایى را كه بر قلب او كاشته ایم؟

 

الهى! نادانى ما را ببخش. ناتوانى ما را بپوشان و آدینه پیش رو را از آمدنش پربار كن.

خدایا! تو یارى كن!

 

بگذار كویرهاى سوخته، طعم خوش سلسبیل را بفهمند!

 

بگذار آسمان از گذشته هاى دور مكدر، به آینده هاى آبى و آرام دل خوش كند!

 

بگذار سرشاخه هاى مرگ آلود، زندگى را در آوندهاى خود حس كنند!

 

 خداوندگارا!

 

 این دورى تلخ را ورق بزن؛ این آشوب و كشمكش این روزهاى انباشته از غم و غربت را ختم به خیر كن!

 

تقصیر از ماست، تو بى تقصیرى!

 

از خودمان باید بپرسیم كه چرا مانع پرتوافشانى خورشیدیم!

 

از خودمان باید بپرسیم كه چرا نیاز به تو را درك نمى كنیم؟!

 

تو بى تقصیرى و تقصیرها از ماست، ما را ببخش كه بوى گناه، تمام وجودمان را گرفته.


 

ما را ببخش كه آمدنت را به تأخیر انداخته ایم!

 

ما را ببخش... ما را ببخش..

9tvg5g0gh36nitowufaw.jpg

u81l1zhztf91lgdy4jm3.jpg

5179s4yt32bfeg0jra1.jpg

ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه شريف) حاج مهدي سلحشور ١٣٩٠ 558
2 ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه شريف) سيد مهدي ميرداماد ١٣٩٠ 372
3 ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه شريف) حاج محمود كريمي ١٣٩٠ 463
4 ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه شريف) حاج رحيم ابراهيمي و حاج مهدي سلحشور ١٣٨٩ 720
5 ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه شريف) حاج محمدرضا طاهري ١٣٨٩ 793
6 ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه شريف) حاج احمد واعظي ١٣٨٩ 474
7 ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه شريف) سيد مهدي ميرداماد ١٣٨٩ 472
8 ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه شريف) حاج محمود كريمي و سيد مجيد بني فاطمه ١٣٨٩ 621
9 ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه شريف) حاج حسن خلج و سيد مهدي ميرداماد ١٣٨٩ 519
10 ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه شريف) حاج اسلام ميرزائي ١٣٨٩ 762

دانلود / مولودي میلاد امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)

کلامی با امام زمان

یا صاحب الزمان ! داستان يوسف را گفتن وشنيدن به بهانه ي توست  .
شرمنده ايم .
مي دانيم گناهان ما همان چاه غيبت توست .
مي دانيم كوتاهيها ، نادانيها و سستيهاي ما ، ستمهايي است كه در حق تو كرده ايم .
يعقوب به پسران گفت : به جستجوي يوسف برخيزيد ،
و ما با روسياهي و شرمندگي ، آمده ايم تا از تو نشاني بگيريم .
به ما گفته اند اگر به جستجوي تو برخيزيم ، نشاني از تو مي يابيم .
اما اي فرزند احمد ! آيا راهي به سوي تو هست تا به ديدارت آييم .
اگر بگويند براي يافتن تو بايد بيابانها را در نورديم ، در مي نورديم .
اگر بگويند براي ديدار تو بايد سر به كوه و صحرا گذاريم ، مي گذاريم .
اي يوسف زهرا !
خاندان يعقوب پريشان و گرفتار بودند ،
ما و خاندانمان نيز گرفتاريم ،
روي پريشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببين .
به ما ترحم كن كه بيچاره ايم و مضطر
اي عزيزِ مصرِ وجود !
سراسر جهان را تيره روزي فرا گرفته است .
نيازمنديم ! محتاجيم و در عين حال گناهكار
از ما بگذر و پيمانه جانمان را از محبت پر كن .
يابن الحسن !
برادران يوسف وقتي به نزد او آمدند كالايي – هر چند اندك – آورده بودند ،
سفارش نامه اي هم از يعقوب داشتند .
اما ...
اي آقا ! اي كريم ! اي سرور !
ما درماندگان ، دستمان خالي و رويمان سياه است .
آن كالاي اندك را هم نداريم .
اما... نه ،
كالايي هر چند ناقابل و كم بها آورده ايم .
دل شكسته داريم
و مقدورمان هم سري است كه در پايت افكنيم .
نااميديم و به اميد آمده ايم .
افسرده ايم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ايم .
سفارش نامه اي هم داريم .
پهلوي شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ايم .
يا صاحب الزمان !
به يقين ، تو از يوسف مهربانتري .
تو از يوسف بخشنده تري .
به فريادمان برس ، درمانده ايم .
اي يوسف گم گشته ! و اي گم گشته ي يعقوب !
يعقوب وار ، چه شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداريم .
در دوران پر درد هجران ، اشك مي ريزيم و مي گوييم :
تا به كي حيران و سرگردان تو باشيم .
تا به كي رخ ناديده ترا وصف كنيم .
با چه زباني و چه بياني از اوصاف تو بگوييم و چگونه با تو نجوا كنيم .
سخت است بر ما ، كه از دوري تو ، روز و شب اشك بريزيم .
سخت است بر ما ، كه مردم نادان تر واگذارند .
سخت است بر ما ، كه دوستان ، ياد ترا كوچك شمارند .
يا بقّيةالله !
خسته ايم و افسرده ،
نالانيم و پژمرده ،
گريه امانمان را بريده است .
غم دوري ، ديوانه مان كرده است .
اما نمي دانيم چه شيريني و حلاوتي در اين درد و دوري است كه مي گوييم :
كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكيبايي كند .
تا من نيز در بي قراري ، ياريش دهم
كجاست آن چشم گرياني كه از دوري تو اشك بريزد ؟
تا من او را در گريه ياري دهم
مولاي من ! ديدگانمان از فراق تو بي فروغ گشته اند .
و مي دانيم پيراهن يوسف ، يادگار ابراهيم ، نزد توست .
و اي كاش نسيمي از كوي تو ،
بوي آن پيراهن را به مشام جان ما برساند .
و اي كاش پيكي ، پيراهن ترا به ارمغان بياورد
تا نور ديدگانمان گردد .
اي كاش پيش از مردن ، يك بار ترا به يك نگاه ببينيم .
درازي دوران غيبت ، فروغ از چشمانمان برده است  
كي مي شود شب و روز ترا ببينيم و چشمانمان به ديدار تو روشن گردد ؟
شكست و سرافكندگي ، خوار و بي مقدارمان كرده است .
كي مي شود ترا ببينيم كه پرچم پيروزي را برافراشته اي ؟
و ببينيم طعم تلخ شكست و سرافكندگي را به دشمن چشانده اي .
كي مي شود كه ببينيم ياغيان و منكران حق را نابود كرده اي ؟
و ببينيم پشت سركشان را شكسته اي .
كي مي شود كه ببينيم ريشه ستمگران را بركنده اي ؟
و اگر آن روز فرا رسد ...
و ما شاهد آن باشيم ،
شكرگزار و سپاسگو نجوا مي كنيم :
الحمدلله رب العالمين .

باولایت تاشهادت

کمی درد دل

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز درسالروز میلادسرور وسالارشهیدان حضرت اباعبدالله؛سالگردشهیدهمیشه جاوید عباس دوران .یادبودعملیات نصر پنج دلم ازخیلی چیزها گرفته.

یادش بخیراون وقتهاعصرجمعه هاهمه سرمزار شهدامیرفتند.سرمزارشهدازیارت عاشورازمزمه میکردند؛جمعه هابچه هاجمع میشدندیه سری به خونه شهدامی رفتندوبا اونها هم عهد میشدند؛(حالاچی؟حالاچی؟)

اون روزها بچه هابه عشق عزای حسینی تومحرم بیرق عزای آقارو میگرفتندنه مثل حالابرای خودنمایی ودختربازی(چرا؟چرا؟)

سریال عشق پرواز رافراموش کردی.آیاعباس دوران فرداازماسؤال نمی کند چراخون مارازیرپاگداشتید.

آیاشهدای نصرپنچ نمی گویند :ماکه رفتیم شما چه کردید؟

من فقط ازمردم سؤال نمیکنم بلکه ازمسؤلین میپرسم؟از رئیس جمهور میپرسم؟از فرماندهان میپرسم؟

بی فکری تاکی؟بی مهری تاکی؟بی مسئولیتی تاکی؟

کمی فکرکنیم؛به خودمان بیائیم

شهداشرمنده ایم

مطالب قدیمی‌تر